چندوقت پیش سوار اسنپ شده بودم که یه آقای باشخصیتیم رانندش بود
داشتیم از یه کوچه رد میشدیم یه خانم مسنی که کمرشون خم شده بود عصا بدست با چند تا کیسه خرید همون گوشه مونده بودن و انگار دیگه نمیتونستن راه برن
یه دستشونو آوردن بالا به نشونه ای اینکه اون آقا سوارشون کنه ولی همینطور یه کم رفتیم جلو
خودم چندبار میخواستم ازشون خواهش کنم که ایشونو سوار کنن ولی روم نشد حقیقتا گفتم شاید ایشون خوششون نیاد
ایشون کلی ازم عذرخواهی کردن گفتن ببخشید خانم اجازه هست ایشونو سوار کنم ؟ما خودمونم یه روزی پیر میشیم
منم از خدا خواسته گفتم باشه
میخواستم بگم چقدر بعضی آدما باشعورن امیدوارم خدا برای اینجور آدما جبران کنه