من خانوادم خداروشکر سالمن کنارمن
اما همش نگرانم فکرا بد میکنم میترسم چیزیشون بشه یا ببرون میرن همش زنگ میزنم بیینم چطورن
یا دیر جواب میدن استرس میگیرم
فکرا بدی میکنم همش خدایی نکرده میترسم چیزی بشه
واقعا از این فکرا کلافه شدم نمیدونم چ کار کنم
مثلا تا مامانم ی دستش درد بگیره میمیرم و زنده میشم