وضعم خیلی خرابه همین الان ک دارم این تاپیکو مینویسم انگاری همه چیز برام عجیبه میترسم ی روز کنترل خودمو از دست بدم ب دیگران آسیب برسونم
فکر میکنم ادما الکین ادما احساسات ندارن
همش فکر میکنم زندگی چجوری بوجود اومده ؟ خدا چرا نمیبیمت ؟ آسمونو اب و اتیش و همه چی برام عجیب شده زندگی عجیب شده هی دچار حمله پانیک میشم ناشی از اینجور فکرا ..پشت سرم سمت چپ قسمت لوب پس سریم درد میکنه چشمام هم ی جوری میبینن شبا بزور خوابم میبره .. همش راجب بوجود اومدن زندگی فکر میکنم دست خودمم نیست .چیزایی ک شادم میکنن دیگه شادم نمیکنن خیلی بی انگیزه شدم انگار تو ی جای سیاهم .سرم ی جوری میشه از داخل انگاری سرد میشه