تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤
وای منم شهر مورد علاقم رشته آرزوم اینه یه خونه تو یه روستاش بخرم چند سال دیگه برم اون جا زندگی کنم
آرههه
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤
منم اول مهر به خاطر شغل مامانم قراره برم رشت زندگی کنم عاشق رشتم خیلی حال و هوای متفاوتی داره من می ...
خوش به حالت🥲😍
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤
منم اول مهر به خاطر شغل مامانم قراره برم رشت زندگی کنم عاشق رشتم خیلی حال و هوای متفاوتی داره من می ...
من رشت رفتم مسافرت قسمت شهرداری غروبش خیلی زیباست وفرهنگ ولباس پوشیدنشون متاوت جالب بود برام تو رشت بااینکه حجاب کاملا اختیاری بود هیچکی بهم دیگه نگاه نمیکرد بر عکس شهر خودمون
تو مرا آزردی . که خودم کوچ کنم ازشهرت ...بکنم دل زدل سنگت توخیالت راحت.....میروم از قلبت...میشوم دورترین خاطره در شبهایت..توبه من میخندی .وبه خود میگویی باز می آیدومیسوزد از این عشق...بر نمیگردم نه ...میرم انجا که دلی بهر دلی تب دارد..عشق زیباست حرمت دارد ...تو بمان تو بمان.......(کاش گریه های در خفقان وفریاد در سکوتم میدیدی بهم بد نمیکردی)
منم اول مهر به خاطر شغل مامانم قراره برم رشت زندگی کنم عاشق رشتم خیلی حال و هوای متفاوتی داره من می ...
شغل مامانت چیه خدا یکی از این شغلها بده بما منم از این هوای الوده نیمه بیابانی برم تو بهشت سرسبز رشت
تو مرا آزردی . که خودم کوچ کنم ازشهرت ...بکنم دل زدل سنگت توخیالت راحت.....میروم از قلبت...میشوم دورترین خاطره در شبهایت..توبه من میخندی .وبه خود میگویی باز می آیدومیسوزد از این عشق...بر نمیگردم نه ...میرم انجا که دلی بهر دلی تب دارد..عشق زیباست حرمت دارد ...تو بمان تو بمان.......(کاش گریه های در خفقان وفریاد در سکوتم میدیدی بهم بد نمیکردی)
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤
من رشت رفتم مسافرت قسمت شهرداری غروبش خیلی زیباست وفرهنگ ولباس پوشیدنشون متاوت جالب بود برام تو رشت ...
من تا حالا رشت سفر نرفتم ولی گیلان رفتم
عکس های رشت و تو گوگل می بینم معلومه چه شهر با صفاییه
چجوری لباس می پوشن؟
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤
خوش بحالتون میرید شمال دریا کوه هوای معتدل وبارونی مردم مهربون وسرسبز هرچی که مااینجا نداریم اونجا هست
تو مرا آزردی . که خودم کوچ کنم ازشهرت ...بکنم دل زدل سنگت توخیالت راحت.....میروم از قلبت...میشوم دورترین خاطره در شبهایت..توبه من میخندی .وبه خود میگویی باز می آیدومیسوزد از این عشق...بر نمیگردم نه ...میرم انجا که دلی بهر دلی تب دارد..عشق زیباست حرمت دارد ...تو بمان تو بمان.......(کاش گریه های در خفقان وفریاد در سکوتم میدیدی بهم بد نمیکردی)
دمش ....گرم نه مااز این تخصصها نداریم همینجا هر چند سال یکبار میریم شمال
تو مرا آزردی . که خودم کوچ کنم ازشهرت ...بکنم دل زدل سنگت توخیالت راحت.....میروم از قلبت...میشوم دورترین خاطره در شبهایت..توبه من میخندی .وبه خود میگویی باز می آیدومیسوزد از این عشق...بر نمیگردم نه ...میرم انجا که دلی بهر دلی تب دارد..عشق زیباست حرمت دارد ...تو بمان تو بمان.......(کاش گریه های در خفقان وفریاد در سکوتم میدیدی بهم بد نمیکردی)