2777
2789
بزار یه شعر خوبم من بگم برات هر عمل کز خیر و شر از آدمی سر می‌زند آن عمل مزدش به زودی پشت در ،در می‌ ...

نہ می‌دانم چرا بار سفر بستم ڪہ بگشایم
نہ می‌دانم ڪجایم تا ز راہ رفتہ بازآیم
مرا از نیستے دعوت بہ هستے ڪرد نجوایی
پذیرفتم، ولے ای‌ ڪاش می‌گفتم نمی‌آیم
#فاضل_نظری

دنبال چی میگردی؟

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

دائم از من می گریزد آنکه صیاد من است....

اگه تونستین یه صلوات برا فروش بیشتر برام بفرستین بهم بگین که فرستادین ۵ تا براتون میفرستم💚) زندگی یک فهم است ، فکر زنجیر کنی یا پرواز ، در همان خواهی ماند.... از رجبعلی خیاط پرسیدند چرا اینقدر آرامي؟گفت : بعد از سالها مطالعه و تجربه، زندگي خودرا بر پنج اصل بنا کردم:*دانستم رزق مرا دیگری نميخورد ، پس آرام شدم!*دانستم که خدا مرا ميبيند ، پس حیا کردم!*دانستم که کار مرا دیگری انجام نميدهد ، پس تلاش کردم!*دانستم که پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم!*دانستم که نیکي و بدی گم نميشودو سرانجام به سوی من باز ميگردد ،پس بر خوبي افزودم و از بدی کم کردم!و هر روز این 5 اصل را به خود یادآوری ميكنم.

من مرغ آتشم شب را به زیر سرخ پر خویش می‌کشم

در من نشان نیست ز سردی و تیرگی

من از سپیده‌های دروغین مشوشم


"سیاوش کسرایی" 

عزیزان من؛ من برای شما جور دیگری گریسته ام 404🖤🥀هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش ... باز جوید روزگار وصل خویش 👑🦁✌

نہ می‌دانم چرا بار سفر بستم ڪہ بگشایمنہ می‌دانم ڪجایم تا ز راہ رفتہ بازآیممرا از نیستے دعوت بہ هستے ...

چقدر عالی بود

اینم امروز تو چنل گذاشته بودن خوشم اومد سئو کرده بود ک یهو امشب تاپیک شمارو دیدم

وای اگر مرد گدا، یک شبه سلطان بشود

مثل این است که گرگی سگ چوپان بشود

هرکجا هُدهُد دانا برود کنج قفس

جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود

سرزمینی که در آن قحط شود آزادی

گرچه دیوار ندارد خودِ زندان بشود

باغبانی که به نجار دهد باغش را

فصل‌هایش همه همرنگ زمستان بشود

ناخدا دلخوش این آبی آرام نباش!

وای از آن لحظه که هنگامه‌ی طوفان بشود

چقدر عالی بوداینم امروز تو چنل گذاشته بودن خوشم اومد سئو کرده بود ک یهو امشب تاپیک شمارو دیدموای اگر ...

احسنت احسنت 

یه شعر تو همین مایه ها الان میزارم براتون 

بگید با چه مفهومی دوست داری من یه عالمه شعر دارم 


سرزمین مادری، رؤیای اجدادی کجاست؟

مردم این شهر می پرسند آبادی کجاست؟ 


ما به گرد خویش میگردیم آه ای ساربان!

آرمان شهری که قولش را به ما دادی کجاست؟ 


ای رسول عقل! ما را بگذران از نیل شک

گر تو موسی نیستی موسای این وادی کجاست؟ 


خنده‌های عیش ما جز «خودفراموشی» نبود

این هم از «مستی» که فرمودی‌! بگو شادی کجاست؟ 


باد در فکر رهایی روی آرامش ندید

راه بیرون رفتن از زندان آزادی کجاست؟


دنبال چی میگردی؟

من مرغ آتشم شب را به زیر سرخ پر خویش می‌کشمدر من نشان نیست ز سردی و تیرگیمن از سپیده‌های دروغین مشوش ...

فرقی نمی کند چه برایم نوشته دوست

گیرم که ناسزاست ولی دستخط اوست.. 


آیینه وار خیره به تنهایی توام

آری! سکوت ساده ترین راه گفت و گوست 


این درس را زعشق تو آموختم که گاه

راه وصال دست کشیدن ز جست و جوست 


هرکس به قدر وسع خریدار یوسف است

سرمایه شکسته دلان چیست ؟ آرزوست.. 


بیچاره ما که گرچه عزیزیم نزد خلق

چیزی که پیش دوست نداریم آبروست... :)❤ 


 


دنبال چی میگردی؟

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم

  راه رود جاری احساسمان را سد کنیم

 عشق، در هر حالتی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب

 پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم

 دل به دریا می‌زنم من... دل به دریا می‌زنی؟

 تا توکّل بر هر آنچه پیش می‌آید کنیم

  جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم

 پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم

 می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه! شک نکن

 باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم

 زندگی جاریست؛ بسم الله... از آغاز راه ...

 نقطه‌های مشترک را می‌شود ممتد کنیم

آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد

 پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم


 

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم راه رود جاری احساسمان را سد کنیم عشق، در هر حالتی خوب است؛ خ ...

نسیمی همه ی راه به هم می ریزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد؟ 


سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن، ماه به هم می ریزد 


عشق بر شانه ی هم چیدن چندین سنگ است

گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد 


آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است

دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد 


آه! یک روز همین آه تو را می گیرد

گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد


دنبال چی میگردی؟

احسنت احسنت یه شعر تو همین مایه ها الان میزارم براتون بگید با چه مفهومی دوست داری من یه عالمه شعر دا ...

مبنای عقل، آزادگی است ای جان

ورنه هر کسی سرش در بندگی است

به به لذت بردیم نصف شبی حال خوبی انتقال دادین👌🏻✨️



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز