مشکلات برای همه پیش میاد. اما چیزی من حس می کنم، نماز مثل حبابی هست که دور ما رو میگیره نمی ذاره زیاد صدمه ببینیم.
من چند ماه نماز نخوندم، دیدم میشه نماز نخوند و زندگی کرد. باز هم مشکلات قابل حل هستند. ولی وقتی نماز باشه، خیلی راحت تر زندگی جلو میره. حس می کنی یه نفر مثل پدر مهربون پشتت هست و حواسش بهت هست. دیگه نگرانی و استرس از بین میره. وقتی آدم می دونه خوب و بد رو خدا میده، دیگه خیالش راحت هست که بهترین پیش آمد، همونی هست که پیش آمده.
رابطه ما با خدا مثل رابطه پدر و مادر و بچه هست. دیدید بچه ی کوچیک رو دعوا می کنیم، گریه می کنه میاد بغل ما. خدا هم همینطور ما رو دوست داره، وقتی لازم باشه، به ما هشدار میده اما باز هم دوست داره بریم بغل خودش. از روی دوست داشتن ما رو دعوا می کنه. نسبت به ما بی تفاوت نیست.