دعوا کردیم و از همه جا بلاک گفت همه چیو تموم میکنم
من از بس گریه کردم خون بالا اوردم خودش دید گفت بمیری هم برام مهم نیست
من بدنم عفونت شدید گرفته و تبو لرز شدید دارم دو روزه خودش میدونست حالم بده دعوا راه انداخت الکی هر چی گفتم لیاز حالمو بکن جدا هم میشی الان تو این حالم وقتش نیست
خیلی تحقیرم کرد حالا ساعت ۱ شب هم زنگ زده هم پیام داده ک حالت چطوره
من وافعا ن حالت جسمیم خوبه ن روحیم ک اون رفتارو باهام کرد دیگ دلم باهاش صاف نمیشه میخام جدا بشم
🥲☹️