من از خواهرم دفاع نمیکنم من جا دامادمون بودم خواهرمو با میله داغ میکردم دامادمون میخواد بره پیش خانوادش خواهرم میگه تو غلط کردی بیخود کردی تا میره خواهرم عربده میکشه میگه برو گمشو کثافت اشغال
یا شوهرش حالش بد میخواد بره دکتر نمیزاره یا داره نوشابه میخوره میگه بیشعور من نخوردم دامادمون امشب چند تا سیلی میزنه لگد خواهرم زنگ زد گریه کرد قطع کرد چی بهش بگم