دلم میخواد گریه کنم
داد بزنم
واقعا خسته ام دیگه...
خدایا منم میبینی اصلا؟
ناشکری نمیکنم ولی یه زندگی با عشق و آرامش چیز زیادیه که من خواستم؟
داشتیم الان بعد مدتها با همسرم فیلم عروسیمونو میدیدم گفتم وای این یه صحنه من چه جدیم(درحالیکه کل فیلم لبخند دندونی داشتم) بعد میگه اره تو کل فیلم انگار عصبانی و ناراحتی.
انقدر بهم برخورد همونجا پاشدم اومدم تو اتاق.
خیلی حساس و زودرنج شدم باز از همسرم بیشتر چون نزدیک ترین آدمه بهم
ما خیلی خیلی عاشقانه زندگیمونو سروع کردیم واقعا عاشقش بودم طوریکه میگفتم خدایا از عمر من کم کن به عمر اون اضافه کن ولی انقدر الانا هی باهم بحث میکنیم که خیلی دلم گرفته... خیلی ناامیدم...شرایطم سخته با این وضع احساس فشار بیشتری دارم.