بابای من عادت داره اگه حس کنه داره رو من غیرتی میشه
اصلا به من چیزی نمیگه .
میره به اونطرف میگه
و یک جورایی آبروریزی هم میشه
مثلا من با یه پسری خیلی صمیمی بشم به روی من اصلا نمیاره میره شلوار اون رو میکشه سرش
مثلا من یه شوهر خاله دارم یه مقدار بیش از حد طرف من می پلکه و سنشم از بابام ۱۰ ۱۵ سال کمتره
یروز ما با خالم اینا رفتیم جایی بی خبر
بابام به من هیچی نگفت گفت خوش گذشت؟
گفتم اره گفت اها
بعدها متوجه شدم رفته به شوهر خالم خیلی جدی تذکر داده دفعه اخرت باشه بدون اجازه من بچه منو می بری بیرون و بد صحبت کرده باهاش
من خجالت کشیدم