2777
2789

چرا؟ تاریکی خیلی آرامش بخشه به این نکته اش توجه کردی؟

همین تاریکی باعث تمدد اعصاب و روح و روان آدمه،

آهن بدنت کم نیست؟ کم خونی نداری؟

پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی، خداوندا... اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی، لباس فقر پوشی و غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بی اندازی و شب آهسته و خسته، تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی، زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا... اگر در روز گرماخیز تابستان، تنت بر سایه دیوار بگشایی، لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر... عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا.... اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی، پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت، *خداوندا تو مسئولی* خداوندا.... تو میدانی که انسان بودن و ماندن، در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

یه چراغ یا لامپ آبی رنگ ملایم بگیر بزن

پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی، خداوندا... اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی، لباس فقر پوشی و غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بی اندازی و شب آهسته و خسته، تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی، زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا... اگر در روز گرماخیز تابستان، تنت بر سایه دیوار بگشایی، لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر... عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی... نمیگویی؟! خداوندا.... اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی، پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت، *خداوندا تو مسئولی* خداوندا.... تو میدانی که انسان بودن و ماندن، در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز