من همیشه خواب میدیدم کفشام گم شده ...یا هر دو تاش یا یه لنگه ش...تو تیم بسکتبالم بودم مدام خواب می دیدم سر مسابقه هستم و کفشام نیست.
اون تایم با خیلی ها آشنا شدم برای ازدواج و به هم میخورد...
یه شب خواب دیدم مادربزرگم (فوت شد) یه چمدون اورد ...کفش مجلسی و اسپرت و چکمه و ...اینقدر تو خواب ذوق کردم...یکیش پاشنه بلند و سبز بود...پوشیدم و یه مسیر رو رفتم و خیلی راحت بود...تو خواب،میگفتم وای این با اینکه پاشنه داره ولی چقدر راحت میتونم باهاش پیاده روی کنم...هفته بعدش عقد کردم