داداشم نامزد داره
وقتی نامزدش میاد خونه ما هیچ کاری نمیکنه
نه سفره انداختن کمک میکنه نه ظرف شستن نه جمع کردن سفره فقط میشینه
درسته وظیفه ماست که خونه خودمون انجام بدیم ولی خب زشت نیست یجا بری هیچکار نکنی یا خونه فامیلای ما میاد فقط میشینه یک گوشه نه حرف میزنه با کسی نه هیچی فقط اخم میکنه سرش تو موبایله
داداشمم هیچکار نمیزاره زنش انجام بده مثلاً اتاقشو میگ من تمیز کنم توی اتاقشون یا خوراکی میخورن اشغلاش همونجا میزارن تا من یا مامانم جمع کنیم مامانم شاغله هیچکار نمیرسه انجام بده و همه کارا با منه تا الان بهش نگفتم کاری انجام بده ولی خب خسته شدم منم ازبس اونا بریزن من جمع کنم بچه هم نیست ۲۰سالشه ولی خب هیچکار نمیکنه یک سال و نیم عقدن همینجوریه