دوتا همسایه داریم
یکی پایین و یکی طبقه بالا
از همون اول که اومدیم گیر میداد
خودش همیشه میگفت شما انقدر بی صدا هستین اصلا فکر میکنیم خونه نیستین.
ولی به ماشین لباسشویی و صدا باز و بسته کردن دره کمد هم گیر میداد.
حالا من صاحب دوقلو های پسر شدم
میدونید تا مدتی خودم رو نمیتونستم جمع کنم
دوقلو داری واقعا سخته
همش بهم حسودی میکنن . مشکل زیاد دارن برا بیمارستان و...
تا چند ماه پیش که همش درگیر بیمارستان بودیم
اصلا یه حال بدی داشتم.
تازه یک ساله دوقلوهام درگیر بیمارستان نیستن
سپرده طبقه بالایی صبح تاشب شب تاصبح میپره و یورتمه میره شکایت کردیم بهشون گفت بچه هات میدوئن مام میدویم همیشه این دوتا رو شبا ساعت ده و نیم ساکت میکنم و صبح هم تا ۹ خوابن.
حالا پایینی شبا پنجشنبه صدا قهقه های وحشناک تا۳ نصفه شب
بوی قلیون و ... تا صبح خونه مون بوی قلیون میاد
میگم ایراد نداره بچه هام کم اذیت نمیکنن.
اینا صبح خونه نیستن ولی شبا هرجوری شده اینا رو آروم میکنم.
هروقت قدیما میدیمش عذر خواهی میکردم.
اونوقت به بالایی سپرده انگار شب تا صبح که بیدارن صدای راه رفتن و کوبیدن تخت تاشو به زمین و ... میاد
صبح تا۱۲ به خواب مرگ رفتن.
بیدارم میشن همینجور میدوعه و اذیت
آهنگ هم میزارن جوری که که انگار عروسی گرفتن تو خونشون.
قبلا که بچه هاشون کوچیک بودن خیلی سرو صدا داشتن
بالایی که همش با شوهرش دعوا داشت وقت و بی وقت
حالا که بچه های من دارن بچگی میکنن
به خدا انقدرن اذیت ندارن
همش درب واحد هاشون رو میکوبن و... .
یه بار بهش گفتیم بی احترامی کرد
منم دیگه نفرین میکنم
جدیدا همش به سرم میزنم بچه هام رو یه بلایی سرشون بیارم از بس که خستم و دست تنها همش دارم ساکتشون میکنم.
برا همین نفرین میکنم که الهی به عزای بچش بشینه کثافت
میدونی قبلا دوبار همون بچه هه رو آورد گذاشت پیشم
منم نگهش داشتم.