2777
2789

او به شوخیهای کودکانه ام لبخند نمیزد به رویاهایم گوش نمیداد و

وقتی با هیجان دربارهی چیزی حرف میزدم با نگاهی خسته سر تکان میداد کم کم یاد گرفتم که کمتر حرف بزنم کمتر ،بخندم و در نهایت کمتر احساس .کنم و وقتی روزی در آینه نگاه کردم دیگر آن دختر پرشوری که روزگاری بودم را ندیدم

📚 شاهزاده خانمی در قلعه شیشه ای

باهام حرف بزن.

او در کنار کسی که هر روز رویاهایش را نادیده میگیرد یاد میگیرد که دیگر رویاپردازی نکند او دیگر نمیخندد بلند صحبت نمیکند یا از چیزی که دوست دارد با هیجان حرف نمیزند زیرا میداند که این هیجان نه تنها درک

نمی شود بلکه تحقیر خواهد شد و این گونه است که شوق زندگی در

وجودش آرام آرام خاموش میشود

📚 اتاقی از آن خود

باهام حرف بزن.

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108