من ۱۸سالگی با دوس پسر۴سالم ازدواج کردم ۶ماه بعد عروسی تصمیم گرفتمجداشیم,اول من شکایت کردم بعد اون.نفقه اینا. رسید بهم اما اعصابمنکشید ن مهریه خاستم ن نفقا
ه،دادگاه کلا طرف مرده،ی سال فقط استرس و اعصاب خردی بود همش پول خرج کردم ی قرونمنگرفتم و اخرش گفتمتوافقئ جداشیم,بعد محضر ی حس خوبی داشتم ،بعد خاستگار اومد گفتم عده دارم ۴ماه بعدش بله رو دادمو الان ۴ساله شکر خدا خوبی بدی داره خب.