ازدواجم اون چیزی که می خواستم نیست سرد شدیم از هم البته من بیشتر چون از اولم من بیشتر عاشق بودم تا شوهرم. آخرین بار کی از ته دل خندیدم یادم نیست همش عبوسم و ذوق هیچ کاری رو ندارم حتی کارایی که قبلا دوست داشتم. قبلا به خودم می گفتم باید تلاش کنم زندگیم گرم بشه من زنم من بهتر میتونم این کار رو بکنم اما نشد و الان واقعا دیگه برام اهمیتی نداره واقعا که زندگیمون اینطور شده. دوست دارم برم یه آپارتمان کوچیک و خودم برا خودم زندگی کنم برم سرکار بیام دیگه مجبور نباشم بشور بپز بکنم آخرشم یه مرد طلبکار بیاد بخوره بخوابه بعدم بگه مگه چیکار کردی یا ایراد بگیره
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!
آره خوب بود اکثر حرفاشم در ظاهر منطقی بود من متوجه روحیه مردسالارانه اش نشدم. خواهش می کنم از ترس بالا رفتن سن و تنهایی ازدواج نکن حتما زمان بذار و طرفت رو کامل بشناس به خصوص به روابط خانوادگیشون و حتی دیدگاه ها و عقاید پدر و مادرش هم توجه کن چون بعدا می بینی همین عقاید یهو اومدن وسط زندگیت
هیچ رنجی بالاتر از این نیست که خوشبختی رو نداشته باشید که میتونستید داشته باشید!
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
چقدر زندگیها میتونه عجیب باشه. نمیدونم روزی میایید و پیام منو می بینید یا نه ولی خواستم بگم نوشتههاتون منو برد به آینده. آیندهای که میتونست تلخ باشه اما شما نشون دادید که چه کار کنم که به این تلخی نرسم. امیدوارم روزی این تلخی از زندگی شما هم بره و دلتون آروم بشه 🌻
ارتباط بدون خشونت (nvc) یک تکنیک برای برقراری ارتباط موثر و درست با دیگرانه که من بهش میگم معجزهی nvc 😊