میدونید خیلی خستم بعد از 2۲ سال به این شرایط عادت نکردم هیچ هر روز بیشتر رنج میکشم ما پدرمون سال هاست دیگه با ما زندگی نمیکنه و همیشه دنبال رفیق و زن خراب بود الانم همه چیزشو از دست داده و حس میکنم درگیر اعتیاد هم شده مامانم هم بنده خدا هیچکسو نداره به جز مادر پیرش که ناتوانه طلاق هم نگرفت همینطوری تنها زندگی کرد داداشم الان 15 سالشه به شدت بد تربیت بار اومده سرخوده قلدره مامانم و من اصلا زورمون بهش نمیره حتی مامانم و میزنه هرچی بخواد از مامانم پول برمیداره بازی و این چیزا میخره زندگی هر روز برای ما خیلی سخت تر میشه من گاهی واقعا میبرم من خودم هم اشکال اخلاقی زیاد دارم افسردم پرخاشگرم کینه ای شدم هیچکدوم دست خودم نیست کاش راه نجاتی بود