دوسش دارم واقعا اونم همینطور خانوادم تا میتونن دارن به خانوادش به پدرش توهین میکنن الان سه ساله از رابطمون میگذره همش دارن ایراد میگیرن مخالفن تازه کتکم زدن تهدیدم میکنن اخه چرا اون باید به پای منه بی ارزش بمونه اخه چطور توی صورتش نگاه کنم دیگه خانوادم همش تخریبش میکنن اون تلاش میکنه هر شرطی میزارن رو بهش برسه اونام اینطوری دوطرف فشار رومه کاش بمیرم من حداقل چند ماه عزاداری میکنه کنار میاد باهاش بهتر من زیاده خدایا چرا کمکم نمیکنی اخه من چه گناهی کردم 💔
مشکل ایشون چیه چه نقصی دارن که خانواده اینطور مخالف هستن؟
مشکلی ندارن خانوادم همیشه میگن دروغ میگه هیچی ندارن من با چشم خودم دیدم که دارن میگن به طایفه خودمون گفتی نه جواب منفی دادی به اون طایفه نمیدیمت با اینکه اونا فامیلمونن
خب پس باید باهاشون صحبت کنی آروم ازدم بدون جبهه گرفتن و بدون حالت تهاجمی پیش برید تتا رضایت شونو جلب ...
خدا شاهده هرچی میگم حرف خودشونو میزنن مامانم خو پیاز داغشو زیاد میکنه حتی تحقیق کردن همه گفتن خوبن اما باور نمیکنن همش میگن اگر میخاستی ازدواج کنی با آشنا روستای خودمون اومدن برات ازدواج میکردی واقعا من ادمی نیستم ک بتونم با نبودش کنار بیام من نمیتونم واقعا توی زندگیم ادم اینطوری بودم حتی از اولین کفشی ک خوشم اومد یادم میاد بعذش از هیچ کفشی خوشم نیومد آدم که جای خودشو داره