بچه ها یک ساله همش اتفاقای بد برام میوفته، قبلا هم اتفاقایی میوفتاد برام ولی سال ۱۴۰۳ تا الان واقعا دیوونه شدم دیگه. مهر افتادم آرنجم شکست ۷ ۸ تا پلاتین گذاشتن که تا مرگ رفتم درحد گذاشتن دست مصنوعی بود یعنی انقد که خورد شده بود استخون اصلی آرنجم.. چن وقت بعد تو دعوا با دوستم دستم چرخیده شد و درد میکرد، بعد چند وقت دیگه دویدنی افتادم و پام پیچ خورد.. چند وقت پیش لبم ترکیده شد چاک خورد و نصف دندونم لب پر شد.. دیروز افتادم پیشونیم باد کرد دست و پام زخمی شد بدنم کبود، نصف دندونم شکست 😞
حال روحیم داغونه خسته شدم نمیدونم چرا اینطور میشه همش، من زیاد اعتقادی به دعا و طلسم اینا ندارم و با خودم میگم همه این اتفاقا تقصیر خودمه و حواسم بیشتر باید جمع میکردم ولی واقعا جمع هست حواسم :/ ولی بعضی وقت فکرم میاد سمت این چیزا میگم شاید اینطوره !! خوابای عجیب غریب میبینم، یهو میبینم کل موهام سفید شده یا اینکه قصد دارم کمک کنم به کسی، میبینم تو یه جمع غریبه ی زیادی هستم که نمیدونم کی هستن اصن یا مثلا تو یه شهر غریبه ای هستم
این خوابو هم زیاد میبینم که به یه خونه ی جدید نقل مکان میکنیم، الان برام دعا درومده یا جن یا چشم زخم؟ چطور بفهمم؟