قبلا تاپیکزدم بخاطر مهریه زندانه
بقیه عکو ها و عمه هام هیچکاری نمیکنن
یعنی میگن ناراحتیما
ولی کاری نمیکنن
مجبورم من دنبال کارای اداریش باشم چرا چون قلبم میشکنه میبینم تنها مونده
عمم میگه غصه خوردم شب نخوابیدم ولی دو دقیقه بعد میگه حقشه اخلاقش بده زنشو نگه نداشت
عموم میگه زنگ زدم تو اونجا پروندشو جور کنم ولی انقدر طول میده من مجبور میشم برم بگیرم برسونم زندان
اخلاقش بده ولی از جوونی مجبور بوده روی پای خودش وایسته
همسن پسر عممه اون الانم پدر داره و حمایتش میکنن ولی عموم مدرسه میرفته پدربزرگم فوت شده
اگه خونه ورثه ای رو بفروشن با سهمش و پول ماشین و پس اندازش میتونه مهریه رو بده ولی نمیخواد همه چیزو از دست بده
بقیه هم حاضر نیستن سند بزارن میگن خودش داره ما سند بزاریم دیگه گرو میمونه