من عقدم دارم جدا میشم مهریه مم گذاشتم اجرا ،همش به شوهرم پیام میدادم بیا بی سر و صدا تموم کنیم جداشیم بی درد سر اونم میگفت طلاق نمیدم
تا اینکه دیروز صبح باباش پیام داد به پدرم که ما طلاق نمیدیم و من به شما گفتم بیاین حل کنیم دخترت وقتی موهاش مثل دندوناش سفید شد حالتو میپرسم
شوهرمم به خودم پیام داد که نفقه و مهریه تو میدم فقط نمیتونی شوهر کنی ،ماهم دیگه نمیتونیم بریم زیر یه سقف
منم بهش گفتم خیلی خوشخیالی من میگم طلاق تو میگی زیر سقف؟ من حالم بده که هنوز زن ادمی مثل توئم و اسمت تو شناسناممه ،اینم آخرین باری بود که گفتم بیا بی دردسر تموم کنیم پام برسه به دادگاه من دیگه کوتاه نمیام
اینو که گفتم انگار آتیش گرفت پشت سرهم زنگ زد
بعدش پیام داد طلاق نمیدم فهمیدی؟ پای منو به دادگاه نکشون
بعدش اومد در خونمون داد وبیداد
که هم مهریه میخوای هم طلاق هم نفقه؟ من براتو کلی خرج کردم لباس خریدم رستوران بردمت
براچی هرروز پیام میدی که طلاقم بده
باباتم مثل سگ جواب منو نمیده ،وکیلتم زنگ زدم میگه به من ربطی نداره گوشی رو قطع کرده
بعدش یکی از همسایه ها داشت نگاه میکرد گفت خانوم این مهریه شو میخواد
خلاصه اومد گرد و خاک کرد رفت از شب نتونستم بخوابم همش میاد جلو چشمم