امروز صاحبخونه بغلی با زنش اومد در خونمون کلا برامن غریبه هستن اولین باره میان
در زدن منم درو اندازه یه مورچه باز کردم و خودم پشت در موندم و بیرون نرفتم اصلا منو ندیدن ینی
و سوالاشو پشت در جواب دادم یعنی امپیتری بود کلا تصویر نداشتن
شوهرش پرسید اقاتون هست گفتم نه نیستن بعد گفت باهام تماس گرفته چیکارم داشته
گفتم میخاسته خونه رو دست یه ادم خوب بدید همین بعد زنش گفت چطور بفهمیم ادم خوبیه اخه منم حوصله کل کل نداشتم درو بستم
اخه تازه از خواب پریدم و حوصله نداشتم پریودم بودم زنشم میخاست کل کل کنه باهام دیگ درم زود بستم
الان نمیگن این خانوم چرا اینجور بود اصلا دم در نیمده؟؟؟؟ خودشو به ما نشون نداده؟؟؟؟آبروم رفت😅
شما باشید چه فکری میکنید