بعد فوت مامانم خونه ای که توش نشستیم دامادمون یه کاری کرد نصف نصف به اسم منوخواهرم شه
بابام راضی نبود ولی به سختی راضی شد بااینکه فقط همون یه خونه رونداشت
(همه هم گفتن این کارروکنید چون بابام همون اول میگف زن میگیریم کلا حالش خوب نبود ترسیدیم یکی بیاد همه چی روصاحب بشه)
اما منو بابام نشستیم تواین خونه، قید کردیم ازدواج کردی اینجارو میفروشیم بره یه خونه دیگه ش بشینه
بعد یکسال همش دامادمون میگف چرا بابات نمیذاره خونمونو بفروشیم سهممونو میخوایم به من میگف زودتربفروشیم
متوجه شدم بابام سهم منو چون زیر۱۸بودم به اسم خودش کرده دلیلشم پرسیدم گف به خاطر فلانی(دامادمون)میخواست بلندم کنه از خونه این کارروکردم منم گفتم ازدواج کنی به نامم کن
بابام کلا یادش رفته یعنی فکر نکنم سهم منو بده مخصوصا بعد زن گرفتنش
دامادمون میگ خدایی نکرده اتفاقی واسه بابات افتادخونت بین ماتقسیم میشه چون ارث باباته