ما توی یک ساختمان دو طبقه هستیم. من طبقهی دوم و برادرشوهرم طبقهی اول. اینا با هم خیلی خوب نیستن و مدام دعوا دارن. برادرشوهرم جاریمو کتک میزنه و بهش فحش میده
چند وقت پیش داشتم میرفتم بیرون، روی پلهها بودم که صدای برادرشوهرم اومد. رفتم پایین، دیدم برادرشوهرم با جاریم دعوا داره. جاریمو گوشهی دیوار گرفته بود و نمیذاشت حرکت کنه. میخواست کتکش بزنه. تا منو دید، ولش کرد.
جاریم گفته جاریم سریع آمد پایین دعوا مارو دید لبخند زد رفت
یعنی چی؟ چه لبخندی؟
بدبخت من اگه نمیاومدم پایین، زیر مشت و لگد پاره میشدی