بچه ها من یه خریتی کردم میدونمم کارم اشتباه بودا
با پسری رفتم تو رابطه که اولش خوب بود بعد هی میگفت بیا بریم خونه!
گفتم نمیخای منو که اینو میگیکی وقتی ادمو میخاد قرار اولو خونه میذاره، یجوری دست کاری روانیم کرد و به خوردم داد که من عقب موندم
اصلا وقتی غر میزدم محل نمیدی بمن بعد هر وقت نیاز داری یادم میوفتی کلا میپیچوند
اصل داستان اینه یکاری کرد چون بهش وابسته بودم خوده خاک تو سرم با دست خودم واسش کلی عکس و فسلم ناجور دادم
صبح پیام داد که پدر و مادرت بدبختن که تو دخترشونی دختره ج.نده ای هستیو بدنتو به نمایش گذاشتی، درصورتی که بهمم میگف تو دوست دخترمی با خوده من هرکاری کنیم اشکال نداره فقط مهم اینه هرز نپری