والا همسر من همش فکرش درگیره پول بیشتر دربیاره که بتونه پول انتقالی رو برام جور کنه
یه شب با اینکه سردش بود چیزی نگفت تا بیشتر با من بمونه
با اینکه کلی اقساط داره خیلی سعی میکنه تامینم کنه حتی شده از دوستش قرض میکنه
حتی گاهی شیفت شب میموند پول بیشتر دربیاره
چند شب پیش که فهمید پی ام اسم با اینکه خسته بود برام خوراکی خرید آورد از در خونه داد
یا اینکه حس کرده من نسبت به لاغر بودنم حس نا امنی دارم و از لباسای گشاد بدم میاد تشویقم میکنه که لباس گشاد بپوشم و بدنمو دوست داشته باشم بهم میگه تو بدنت باربیه درحالیکه مامان بابام همیشه میگفتن مثل یه تیکه چوبی🥲