به نام خدای خوبی ها(:
میگم تا حالا به این دقت کردید که ما شکل درد ها رو مقایسه میکنیم نه تاثیری که اون درد روی زندگی بقیه گذاشته ؟!
مثلا کودکی عروسکشو گم کرده دقیقاً همون اندازه دردی رو داره که یه پدر یا مادر بچه شو گم کرده ولی وقتی ما این دوتا رو مقایسه می کنیم میگیم درد دومی بیشتره اما نه هر دو به یه اندازه درد میکشن منتها بر اساس دوره های زمانی شکل درد ها تغییر میکنه!
پس ما نباید درد های خودمونو با بقیه مقایسه کنیم و صرفاً همیشه بگیم ما بدبخت تریم یا وقتی کسی میاد از مشکلاتش میگه ما بگیم اینکه چیزی نیست!
در حالی که اون مشکل تاثیری داره که توی ظاهر مشکل دیده نمیشه و با کمی دقت و انصاف میشه بهش پی برد .
همه ی ما آسیب دیدیم ؛ مشکل داشتیم و این چرخه ادامه داره مهم اینکه همیشه به دنبال درمان باشیم و دیگران رو هم درک کنیم چرا که دنیا برای همه ی ما سخته اما خدا شناسی و مهربونی و درک کردن شاید بارِ سنگین مشکلات رو کم کنه .
راجب خوشی ها همینه ممکنه خوشی های خودمونو با دیگری مقایسه کنیم در حالی که ظاهر هیچوقت به طور قطع گویای باطن هیچ چیزی نبوده ؛ ممکنه اون خوشی کوچیکی که دلتو آروم میکنه اون خوشی های بزرگ برای فردی دیگه آرامش درونی به وجود نیاره و شاید اصلا براش بزرگ نباشه چون هر کسی بر اساس درک خودش رنج و خوشی هارو میبینه!
مهم اینکه ما از اون درد یاد بگیریم که اولا اون درد رو برای دیگری تکرار نکنیم چون صرفا خودمون تجربه اش کردیم!
یا وقتی فردی رو از دست میدیم که با روح ما سازگاری نداشته توی افسردگی غرق نشیم بلکه باارزش ترین چیزی که میشه از اون از دست دادن یاد بگیریم اینکه هیچوقت مثل اون فرد نباشیم میدونی همیشه به ما گفتن نیمه ی پر لیوان رو ببین اما ما اون نیمه ی پرِ منفیشو دیدیم!
امیدوارم مفید بوده باشه خوشحال میشم نظراتتون زیر پستم دیده شه (: