شوهر من بیکار بود باهاش ازدواج کردم با وعده وعید های فراوان که من کاریم من فلانم من بلانم
هیچ گوهی هم نیست دو ساله به جای اینکه کارش درست بشه کلی هم بدهی بالا اورده
خانوما مثل من وعده وعیدای الکی خام نشین
چهار روز دیگه باید با بدبختی طلاق بگیرین
خودش و خانوادشن میان میگن تو قانع نبودی تو فلان نبودی تو بیستر تبوذی هر چی دلشون بخواد بهتون میگن