یه پسره موقعی که من از مغازه اومدم بیرون نشستم تو ماشین دیده بعد شمارمو از مغازه دار گرفت بهم پیام داد که شمارو دیدن با خودم گفتم چه دخترسنگینی میشه یه دیت داشته باشیم منم قبول نکردم ببینمش هرروز پیام صب بخیر شب بخیر میگفت تو حرفاشم بهم میگفت که بهم علاقه ای نداره و میخواد آشنا بشه وعلاقع به وجود بیاد راستش من ازصداقتش خوشم اومد بعد دوهفته با اصرار زیادپیشنهاد دیتشو قبول کردم رفتم فوق العاده خوشتیپ وخوشگل و پولدارم بود ولی تو دیت خیلی تخریبم کردومسخرم کرد مثلا گفت شغلت چیه گفتم پیراپزشکم میخندید میگفت اورانیوم که غنی نمیکنی حالا اینقدر خودتو میگیری بعد که رفتم خونه ازم تشکر کرد که اومدم بعدش دیگه بهم پیام نداد به مغازه داره گفته بوده زیاد فیسش جذاب نبود خیلی حالم بده به خدا زشت نیستم قد بلندم نچرالم همه میگن خوشگلی اعتماد به نفسم صفرشدع به مغازه داره گفته بوده خیلی باوقار بود(مغازه داره دوستمه )