من یه جا کار میکنماز همه چیش راضیم کارم سبکه خیلی راحتم حقوق و بیمه هم عالی فروشنده و مسئول فروش هستم .
به علاوه اینچون همکارای دیگم خیلی سرشون شلوغه صاحبکارم گفت تو چایی دم کن بریز تو فلاسک بیار بزار رو میز خودش جلوی میزش یه میز دیگه هست گف بزار اونجا بعد وقتی من میزارم اونجا همکارام میگن نزار اونجا بیار بزار کنار ابدارخونه ما بخوریم منم گفتم بمن صاحبکارم گفته بزارم رو میز نمیتونم حرفشو بندازم زمین ولی هی میگه بزار آبدارخونه الانم بردم گزاشتمرو میز باز دیدم اخم و تخم کرده و بعد اینکه من رفتم با حرص رف برداشت اورد گذاشت تو آبدارخونه منم به صاحبکارم گفتم گفتش نه بزارید رو میز