حالم داره از این همه علاقه به هم میخوره
در حد مرگ عاشق کادر درمان شدن هستم
میرم توی بیمارستان کیف میکنم
مث گاو به همه جاش سرک میکشم
عاشق انژیوکت ک سرنگ و...... هستم
دیروز رفتیم بیمارستان با مامانم
بعد میخواستم بریم دکتر پوست
بعد ت نوبتمون بشه رفتیم دور بزنیم توی بیمارستان
مامانمم چونمیدونه علاقه دارم میاد.
رفتیم دم در اتاق عمل
هرررررررچی از بهیار خواااااااهش کردم منو ببره داخل گفت نه
کاملا حق میدم و طبیعیه قبول نکنه ولی از دیروز حالم خیلی گرفتس
دوازدهم تجربی ام و خب خیلی نا امیدم
یازدهم ک تاثییر معدل داشت خراب کردم
کنکور هم بشدت سخته
فک کنم سهم من از این همه علاقه فقط التماس ب کادر درمانه ک بزارن یک ثانیه برم داخل بخش های حساس