مثلا اینکه مریض شم بهم زنگ بزنن حالمو بپرسن.
اینکه برن مسافرت برام سوغاتی بیارن.
اینکه مریض و درمونده شم، با بچهٔ کوچی آوارهٔ بیمارستانها شم، کسی بیاد کمکم از نزدیکام.
اینکه حتی منو اندازهٔ خواهر برادرام دوست داشته باشن.
اینکه برای تولد بچههام کادو بیارن.
اینکه بعد از زایمان کمکم کنن و چند روز اول بچهمو بعد از خرابکاری بشورن.
هیچ کدوم اینایی که گفتمو، توقع ندارم. چند تا مثال بود.