خیلی به راهنمایی تون نیاز دارم لطفا بخونید
بچه ها من ۲۰ سالمه و یسری اتفاقا افتاد ک الان توی ۲۰ سالگیم باید کنکور بدم و سر وقتش نشد
خواهرم طلاق داره میگیره و یه دختر ۵ ۶ ساله داره
خونه ی ماست و توی اتاق من چون مستاجریم و خونمون خیلی کوچیکه
الان روانیم کرده بچش و خودش بس بی ادب و لوسه و ننر و همه باید نازشو بکشن تا ۴ صبم نمیخابه صدا تبلتش تا ته بازه
خواهرمم مدام مشکلاشو میاد به من میگه ک بیا برام حل کن و راه حل بده حوصله نداشته باشم هم فقط نق میزنه که تو امن نیستی فلانی بهمانی
من دقیقا از ۱۶ سالگیم این میخواست طلاق بگیره هی اومد خونمون هی برگشت خونه ی خودش تا اخرسر بابام گف دیگ حق نداره برگرده و باید جدا شه
و همشش من از درسم موندم همش مشکلاشو حل کردم همش باهاش حرف زدم کنارش بودم
تهش برمیگرده میگه تو هیچوقت اعصاب نداری حوصله نداری
خب ندارم که ندارم دلیلی نمیبینم تو زندگیم مدام بگم بخندم
که چی بشه
و بچه ها من کم کم باید شروع کنم ب درس خوندن حتی نمیدونم کجا
و دیگه کلافم کرده با حرفاش
چیکار کنم؟چجوری بهش بگم؟
زبونم درازه میتونم برگردم هرکاری کردم براش بزنم تو سرش ولی خودم میمیرم از عذاب وجدان و همش خودمو میزارم جاش مراعاتش میکنم
حتی تو اتاق نمیمونم زیاد ک راحت باشه
ولی دیگه شورش در اورده