بخاطر واموقسط وبدهی واین داستانا ک باعثش برادرشوهرمشد
مجبوریم از این خونمون بریم
و بریمشهر خودمون تو خونه خودمون ک من خوشحالم
اما هنوز خونمون دست مستاجره
وپول رهن خونمون رو دادیم دست برادرشوهرم ک مستاجرمون رو در بیاره اونم مخ شوهرمو زد بجای بدهی خودش برداشت و شوهرم داره شبانه روزی کار میکنه ما هم خونه خواهر شوهرمیم
امروز عکس خونه مو دیدم جلو خواهر شوهرم زدم زیر گریه هرچند بغضم نترکید واشکام داشت میومد
نمیدونستم آوارگی چقدر سخته
خدا آوراره کنه هرکس ک آدم ها رو آوراه میکنه
خدا برادرشوهرمو آوره کنه ک با پروژه های مسخرش ما رو بدبخت کرد