دیروز من با زنداداشم رفتیم احوالپرسی یکی از فامیلا با وجود اینکه من یه بچه نوزاد دارم ولی به همسرم گفتم تو مارو نرسون چون طرحه ترافیکه جریمه میشی و با اسنپ رفتیم بعد از مهمونی زنداداشم گفت میخوام شام برم خونه مامانم مجدد با اینپ اومدیم در خونه ما شوهرمم دم در بود گفتم میتونی فلانی برسونی خونه مامانش گفت هم طرح ترافیکه هم شلوغه
شوهر من یکم شوخه همین که اون داشت درخواست اسنپ میداد و مبلغ میگفت به شوخی گفت بیشتر بده میبرمت (کاملا شوخی) یهو زنداداشم گفت با تاکسی میرم منم نوزادم بیقراری میکرد میخواستم برم خونه شیر بدم دیگه زنداداشم که چند قدم رفته بود شوهرم گفت بیا برسونیمش با اون شرایط گفتم باشه سوار ماشین شدم حالا هی برا زنداداشم بوق که بیا سوار شده اصلا محل نمیداد میگفت نه خودم میرم و بدو بدو رفت
به محض جدا شدن از ما زنگ زده بود داداشم گفته بود فلانی گفته شلوغه نمیرسونمت،حالا داداش منم زنگ زد داد و هوار که فلانی گه خورده گفته شلوغه چرا ساعت ۸شب زن من تنها داره میره خونه مادرش
منم گفتم خودت گه خوردی زن تو اینقدر بی شخصیته ما افتادیم دنبالش حتی برنمیگرده نگاه کنه اونم قطع کرد ،شوهر من توقع همه رو برده بالا ،منم از دیشب خیلی ناراحتم
کلا زنداداش من خیلی از این اداها در میاره همش از کاه کوه درست میکنهولی منم میخوام به داداشم بگم برادری باش حق توهین کردن به شوهر منو نداری وگرنه بن راحتی میذارمت کنار