دیروز دیت اولمون بود و گفت بریم یه کافهای که دختر عمهشم اونجا کار میکرد ما داخل بیکری نشسته بودیم و دخترعمهاش داخل رستوران کار میکرد و اینا مکاناشون جدا بود،اولش که گفت میخوام برم دختر عمهم رو ببینم بهش گفتم من نمیام تو برو ولی اصرار کرد که بیا،من رفتم ولی حس کردم دختر عمهش اصلا منو تحویل نگرفت و یه دسته گل دست من بود که با یه حالت بد به اون گله یه نگاه انداخت،رفتارش جالب نبود، یه دختر حدودا ۳۰ ساله و خیلی شیک بود منم حدود ۲۰ سالمه، واقعا این کارش ذهن منو درگیر کرده نمیفهمم منظورش چیه،اینم بگم پسره یه دخترعموی هم سن و سال خودش داره که من حس میکنم ازش خوشش میاد،ممکنه اینکارو کرده باشه که واسه دخترعموعه خبر بره و یه جورایی حسادت اونو تحریک کنه؟
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد / یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
راستش من بودم اونجا نمی رفتم. اینکه شما قبل دیت اول خبر داشتی که اون آقا از دخترعموش خوشش می اومده ه ...
نه نه،من از چیزایی که تعریف میکرد حس میکردم از دخترعموش خوشش میاد، مثلا میگفت فامیلای پدریم خیلی خودشونو میگیرن با میگفت دختر عموم همش میخواد قابای گوشی منو بگیره،یا به تایمی میخواست دوست خودشو با دوست دخترعموش اوکی کنه،خب از نظر من این همه صمیمیت بین دوتا همسن و سال تو فامیل طبیعی نیست
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد / یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
چ کار ضایعی کردین رفتین اونجا بابا مگه ی پسر چ بریز ب پاشی پای شمای دختر میکنه ک تحت هر شرایطی حاظری ...
بریز بپاش؟ عزیزم منظورت چیه مگه دختر داره خودشو میفروشه که بخاطر خرج کردن اینکارو کنه،وضع مالی ما از آقا پسر خیلی بهتره و من به خرج کردن اون نیازی ندارم، من به قصد هدف دار بودن و جدی بودن میرم تو رابطه و اون آقا هم نظرش همینه تا ببینیم چقدر به هم میخوریم و آینده داریم
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد / یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
مثلا میگفت فامیلای پدریم خیلی خودشونو میگیرن یا میگفت دختر عموم همش میخواد قابای گوشی منو بگیره،یا یه تایمی میخواست دوست خودشو با دوست دخترعموش اوکی کنه،خب از نظر من این همه صمیمیت بین دوتا همسن و سال تو فامیل و همون اوایل دربارهش حرف زدن طبیعی نیست
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد / یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند