2777
2789
عنوان

کمک کنین...

99 بازدید | 10 پست

بچها من شیش ماهی میشه با یه نفر اشنا شدم، خیلی خوبه و همه چی خوبه به جز یه مورد که پدرمو در اورده و اون اینکه حوصله ترافیک رو نداره و کلا از اینکه جای دور بریم خوشش نمیاد، ما طرف شرقیم اصلا نمیتونیم پاساژ یا کافه و رستوران غرب بریم چون میگه اصن از غرب خوشم نمیاد و همش ادم باید تو ترافیک باشه من تو هفته کلی تو ترافیکم دیگه وقت استراحت حوصله ترافیکو ندارم. حالا من کوتاه اومدم و راضی شدم شرق بریم هرجا میخایم بریم ولی بازم یه جای دور از خونه همون محدوده شرق میخایم بریم انقد غر میزنه غر میزنه که کوفتم میشه و انرژیم میره با اینکه تحمل میکنم تا شبمون خراب نشه ولی واقعا بغضم میگیره از شنیدن اینهمه سرزنش، انگار فقط میخاد جلو در خونه همش بریم رستوران و کافه، سنش هم زیاد نیس متولد هفتاده ولی مث پیرا حوصله نداره کلا

شما باشین خسته نمیشین از رفتن جاهای تکراری؟ غیر از این فک میکنم این اخلاقش فردا برامون مشکل ایجاد کنه فک کنین یه جا مهمونی دوستم دعوت کرده غرب میخایم بریم یا بگه نمیام یا غر بزنه ادم روحیه اش قبل مهمونی خراب بشه

تو رو خدا بچها راهنماییم کنین اگه کاری یا راهی به ذهنتون میرسه یا تجربه موفقی در این زمینه داشتین.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شوهرخواهرمن اینطوریه...خواهرم میگه عادت کردم...برام مهم نیست...ولی ماها ومامان بابام هیچ کدوم اعصاب توماشین نشستن وباهاش نداریم....من که حتی صداش ازپشت تلفن میادیهوسردردمیشم همش درحال انتقادوغورزدنه لحنشم تنده...ولی انگارخواهرم براش مهم نیست...

تمام زندگیم را برای آنچیزی که ازم گرفته بودن هدردادم..  .نه برای آن چیزی بهم داده بودن....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792