نامزدی هرچی میخواستم خرید میکرد
از وقتی خونه دار شدیم
میگم مانتو میگه زیاد داری میخوای چی
میگم کیف میگه ۳ تا داری میگم لباس زیر و تاب... میگه چند تا داری حالا یکی بخر
تورو خدا روشی بلدید سر راه بیارمش کمکم کنید اول زندگی هست نمیخوام اینجوری بمونه
بخدا یک روزی اینقدر خرجم میکرد جاریم میگفت خوشبحالت شوهر من یک شرت نمیخره حالا جای من و اون برعکس شده چیکار کنم من آخه