شوهرم ادم خوبیه میشه گفت ۷۰درصد خوبه
اینم میدونم هیچکس کامل نیست
تحصیل کردست خانواده ی بدی نداره درامدش خوبه خونه ماشین زمین وضع زندگیش خوبه
پیش فامیلش احترام میزاره بهم
ولی اختلافایی داریم
جدیدا حس میکنم بی اهمیتم میکنه سر هر چیز کوچیکی دعوا میکنیم
و بهم گفت پیش من نمیتونی حروم زادگی کنی
میگه حق هیچ اعتراضی نداری
منفشم بهت دادم تو نباید چیزی بگی
اعتراضم کردم کلی حرف بارم میکنه
گفتم میرم گفت بشین سرجات یکی بدو نکن
اگر یکی به دو نکنی منم کاریت ندارم
گفتم اگر یکی به خواهر خودت بگه حروم زاده گفت جرعتشو نداره
ولی من میتونم به تو بگم
نظر مشاورم اینه یه مدت سکوت کنم سر هیچی باهاش بحث نکنم بروش نیارم
اگر خانوادش فشم دادن اصلا پیش شوهرم از خانوادش نگم
خودم سیاست به خرج بدم اگر به فرض مثال با جاریم دعوا کردم
به شوهرم نگم دیدی فلانیو دیدی خواهرت چیشد
خلاصه غر نزنم
گفت اینطور خودش میاد سمتت خودش بهت اهمیت میده
و اگر تغییری نکرد بعدا برا زندگیت تصمیم بگیر
و قراره دیگه احساساتمو بروز ندم منظودم از احساسات گریه هامو غر زدنامه
نزارم بفهمه گریه کردم نزارم بفهمه یچیزی خیلی برام مهمه و حساسم
دعا کنین برام من زندگیمو دوس دارم واقعا ولی خسته شدم😔