مسئله از اینجا شروع شد که هروقت میخواستم برم جایی مامانم اجازه نمیداد و میگفت حتما باید با یکی از دوستات بری ک تنها نباشی بعد من بعد کلی هماهنگی با دوستام قرار شد پنجشنبه باهم بریم بیرون شب قبلش هم کلی هماهنگ کردم با مامانم و گفتم اگه اجازه بدی برم اونم کلی استقبال کردو خوشحال شد(چون من از قبلش هم آدمی نبودم که رفیق باز باشم و اینا کلا با هیچکسی ارتباط دوستی ندارم)دیگه خلاصه منم با کلی ذوق شب رفتم خوابیدم با دوستمم هماهنگ کردم که بیاد دنبالم باهم بریم.ولی ساعت شیش صبح که از خواب پاشدم وسایلم رو جمع کردم که برم مامانم یهو برگشت گفت که هوا خیلی گرمه چمیدونم اشعه یو وی و اینا داره و سرطان میگیری و اینا(مثلا میخواست ازین طریق استرس بده بهم که نرم)خلاصه منم اونروز لج کردم گفتم هوا ک خنک تر بشه خودم تنهایی میرم بیرون اونم اول گفت باشه بعد یهو شروع کرد به کتک زدن من اونم یهویی گفت نمیزارم پاتو از خونه بزاری بیرون از اون موقع دیگه پامو از خونه نذاشتم بیرون از خونه ک چه عرض کنم الان از دیروز خودمو کردم تو اتاق همش یا خوابم یا میزنم زیر گریه دیگ حتی حوصله ایی ک کارای روزمرمم انجام بدم ندارم هر روزم دارم بدتر میشم از سر لجم گرفتم همه ی دوستامم بلاک کردم الان مامانم التماسم میکنه حداقل از اتاق بیام بیرون ولی من دیگه نمیخوام ریختش رو ببینم😭😭😭😭😭
منظورم اینه که درس بخونی، یکی رو میشناسم دختره دانشگاه یه شهر دیگه قبول شد و رفت خوابگاه موند. بعداز یه مدت رابطش با خانوادش بهتر شد. بعدشم دیگه رفت سرکار دستش توجیب خودش بود. وقتی مستقل شی کسی نمیتونه مانع باشه
منظورم اینه که درس بخونی، یکی رو میشناسم دختره دانشگاه یه شهر دیگه قبول شد و رفت خوابگاه موند. بعداز ...
اونم خوبه ولی کلا پدر و مادر از روی دلسوزی این محدودیت ها و میذارن نه از روی دشمنی... من خودم همیشه با مامانم مشکل داشتم ولی الان میفهمم همش از سر دلسوزی بوده
الهی و ربّی من لی غیرک 💞 خدایا آخه من غیر تو کیو دارم💞
زمان ما بدترم بود... چندسالته که اینجوری حرف میزنی؟! 🤔 برده چیه مادرشه... خدا نکرده اتفاقی براش بیف ...
من چهل و اندی سالمه.با حبس کردن دختر نوزده ساله خیلی اتفاقای خوبی میفته.چه اتفاقی قراره بیفته وقتی درست تربیت شده باشه وقتی راه و چاه رو نشونش بدن.من دانشجو بودم حتی با تاکسی جایی نمیرفتم با خط واحد اینور اونور میرفتم.حتما کتک زدن دختر ۱۹ ساله خیلی نشونه مادر خوب بودنه که تاییدش میکنی.امیدوارم کسی که بلد نیست درست بچه تربیت کنه بعد زندانش کنه دقیقا هیچ وقت خدا یه موجودو اسیرش نکنه.یه جوری میگین انگار با یه منگول و بی عقل و شعور طرفید قراره بره بیرون شکار بشه.همین شما اگر ازدواج دختر ۱۴ ساله باشه که میگید اندازه چهل سال حالیشونه
او رفته...ومن مانده ام کافیست؟یا که بیشتر شرح دهم دلیل دیوانگی ام را؟
اونم خوبه ولی کلا پدر و مادر از روی دلسوزی این محدودیت ها و میذارن نه از روی دشمنی... من خودم همیشه ...
بله کاملا درست میگید، ولی ایشون بچه ی ۱۰-۱۱ساله نیست که مامانش بهش میگه نمیزارم پاتو از خونه بزاری بیرون، به سن قانونی رسیده، یعنی نمیتونه گاهی اوقات بادوستاش بره بازار؟ یا مثلا بره کافه؟ البته اینم گفتم که بعضیا از اعتماد پدر و مادر سوء استفاده میکنن اونا خب کاملا حق دارن منم اگه بودم نمیزاشتم
بله کاملا درست میگید، ولی ایشون بچه ی ۱۰-۱۱ساله نیست که مامانش بهش میگه نمیزارم پاتو از خونه بزاری ب ...
اینکه گفته نمیذارم بری از خونه بیرون که وسط دعوا بوده و استارتر هم بزرگش کرده قضیه رو، همه پدر مادرا از این حرفا میزنن، من به خودشم گفتم باید بشینن راه حل پیدا کنن برای این موضوع، تو شهرایی مثل تهران و شهرای بزرگ واقعا آدم میترسه دخترشو تنها بفرسته بیرون
الهی و ربّی من لی غیرک 💞 خدایا آخه من غیر تو کیو دارم💞
اینکه گفته نمیذارم بری از خونه بیرون که وسط دعوا بوده و استارتر هم بزرگش کرده قضیه رو، همه پدر مادر ...
اتفاقا یه چیزی که یادم رفت ذکر کنم اینه من خودم آدم درون گرایی هستم هیچ علاقه ایی هم به بیرون رفتن و حضور در جامعه و رفیق بازی ندارم مامان من خودش اون دوستم رو پیدا کرده و بهش پیام داده که دخترم تنهاست نمی تونه با کسی ارتباط بگیره بیاید قرار بذارید باهم برید بیرون اون دوستم هم بیچاره بخاطر همین همش بهم بهم پیام میداد میگفت بیا باهم بریم تجریش دربند امام زاده صالح اینا هرجا میخواست بریم مامانم به دلایل مختلف رد میکرد نمیذاشت برم از این لجم گرفته الان یا من حتی بهشون گفتم اگه دوست ندارید من تنهایی برم بیرون بیاید خودمون یه بار بریم کافه ایی رستورانی جایی خودمون خونوادگی ولی یا بهونه میارن ک کار داریم یا نمیدونم کمرمون پامون اینور اونورمون درد میکنه اصلا همین امسال شب عید نوروز دلم گرفته بود برگشتم بهشون گفتم پاشید باهم بریم رستورانی کافه ای جایی دلمون واشه اول استقبال کردن بعد چند ساعت نمیدوم چی شد گفتن نمیخوایم بریم حال نداریمو اینا بعله من دیدم پدر و مادرایی که محدودیت میزلرن برا بچهاشون ولی همشون والدین پایه ایی بودن خودشون بچشون رو میبردن گردش ک احساس کملود و تنهایی نکنه
اتفاقا یه چیزی که یادم رفت ذکر کنم اینه من خودم آدم درون گرایی هستم هیچ علاقه ایی هم به بیرون رفتن و ...
الهی
حق با توعه عزیزم. کنکور شرکت کردی؟ ببین وقتی بری دانشگاه کم کم براشون جا میفته که تو میتونی تو جامعه حضور داشته باشی و کم کم رفت و آمدت بیشتر میشه و عادی میشه براشون
الهی و ربّی من لی غیرک 💞 خدایا آخه من غیر تو کیو دارم💞
الهیحق با توعه عزیزم. کنکور شرکت کردی؟ ببین وقتی بری دانشگاه کم کم براشون جا میفته که تو میتونی تو ج ...
بله اتفاقا دانشگاه میرم و اوایل خیلی میترسید میگفت میترسم تو خطوط مترو گم بشی نتونی خونه رو پیدا کنی:/ باز الان یکم عادت کرده به دانشگاه رفتنم با مترو. یا مثلا یه بار استادمون گفته بود واسه یه تحقیقی باید بریم موزه و اینا بازدید کنیم با کلی التماس و با کراهت تمام گذاشت من برم تحقیقی که استادمون گفته بود ۴ ساعت باید طول بکشه رو از ترس اینکه مامانم نگرانم نشه یه ساعته جمع کردم