الحمدلله کما هو اهله
___________________
این حدیث قدسی نجات دهنده ی من در روزهایی بود که شیطان با زمزمه های خویش سعی داشت مرا از خداوند دور و ناامید کند . من خدا را در این جملات یافتم و خداوند معجزه ی حضورش را در زندگی ام به من نشان داد .
(اصول کافی / ج 3، ص 109)
امام صادق علیه السلام فرمود :
خدای تعالی میفرماید: به عزّت و جلال و بزرگواری و جایگاه مرتفع عرشم سوگند که امید هر کسی را که به جز من امیدوار باشد، حتماً و حتماً به وسیلهی ناامیدی خواهم بُرید و لباس مذلت و خواری در نزد مردم را حتماً و حتماً به او خواهم پوشانید و او را از نزدیک شدن به بارگاهم حتماً و حتماً دور خواهم ساخت (یا او را از وصال خودم حتماً و حتماً دور خواهم کرد)، آیا در سختیها، جز مرا آرزو میکند؟! و حال آن که سختیها همه به دست من است و [او] به جز من امید بسته؟ و با حلقهی فکر، در خانهی غیر مرا میزند؟!
و حال آن که کلید درهای بسته به دست من است و درخانهی من به روی هر کس که مرا بخواند باز است؛ و کیست آن که در مصیبتهایش مرا آرزو کرد و من رشتهی اتصال او را با خودم در آن مصیبتها [را] بُریدم؟! و کیست آن که در مقصودی که داشت، امید به من بست و من امیدش را قطع کردم؟! نگهداری آرزوهای بندگانم را خودم به عهده گرفتم، ولی آنان به نگهداری من راضی نشدند! و آسمانهایم را از فرشتگانی که از تسبیخخوانیِ من ملالتی به خود راه نمیدهند، پُر کردم و دستورشان دادم که درهای میان من و بندگانم را نبندند، ولی بندگانم به گفتهی من اعتماد نکردند!
آن کس که مصیبتی از مصیبتهایش، شب هنگام به سراغش میآید، مگر نمیداند که به جز من هیچ کس بر برطرف نمودن آن، مصیبت را مالک نیست؟!
آیا بندهی من، مرا چنین میبیند که پیش از سؤال کردن، آغاز عطا کنم، سپس از من سؤال کنند (بخواهند)، اجابتشان نکنم؟! مگر من بخیلم که بندهی من، مرا به بُخل نسبت میدهد؟! مگر بخشایش و کرم از آن من نیست؟! مگر گذشت و رحمت به دست من نیست؟! مگ من محل آرزوها نیستم؟! پس چه کسی رشتهی آرزوها را به جز من میتواند قطع کند؟!
آنان که آرزومنداندند، مگر نمیترسند از این که به جز من آرزو میبندند؟
اگر همهی اهل آسمانهایم و اهل زمینم، همگی آرزوها داشته باشند، آن گاه من به هر یک از آنان، به اندازهی آن چه همگی آرزو دارند بدهم، به قدر ذرهای مِلک [= داراییِ] من کم نمیشود؛ و چگونه ممکن است کم شود ملکی که من خودم قیم و بر پا دارندهی آن هستم؟!
از بدا به حال آنان که از رحمت من ناامیدانند، و ای بدا به حال آن که معصیت مرا بکند و احترام مرا نگه ندارد!