دیروز یکی زده بود بزور می خواست بهم قالب کنه بچه خوب نیست وبچه دار نشید و با کلاسی رو در بچه. نداشتن می دونست از زندگی مرفه و سفرهای رویایی می گفت هر کس هم نظر مخالف میداد می پرید بهش سر به تایپیک هاش میزدی میددی یه زندگی فوق العاده معمولی داره که حتی خونه مادرش هم بدون مادرشوهرش اجازه نداشت بره