یه بار با شوهرم تا دیروقت بیرون بودیم چون شب جمعه بود و جاده اصلی شلوغ مجبور شدیم از میانبر برگردیم میانبر هم از یه مسیر خیلی تاریک و خلوت تو کوها و اینا بود وحشت میکردی از چیزایی که میدیدی همه اکیپ دختر و پسر کم سن و سال مست و سیگار و قلیون به دست تو تاریکی. موندم ایناها خونواده ندارن!!