عذاب وجدان دارم حالم بده میشه برام دعا کنین
مامانم خیلی بهم گیر میده سر کوچیک ترین چیزا
تا اینکه داشتم پای بابا مو ماساژ میدادم وایستاده بودم رو پاهای بابام
لباس بلند گشاد پوشیده بودم یهو مامانم لباسمو زد کنار منظورش این بود بیا اینور تر دارم تلویزیون می بینم
منم رفتارم دست خودم نبود هنوز تو شوکم با پاهام زدم به دستش گفتم چته تو خیلی بد زدم ولی انگار رفتار دست خودم نبود این گیر دادنا بهم فشار آورده بود
فکر کردم میخواد دوباره گیر بده شلوار پوشیدی یا ن به متری همین دوباره عصبی شدم ولی بعد فهمیدم منظورش دیدن تلویزیون بوده
حتی یه آینه نگا میکنم گیر میده نگا میکنه شلوار پوشیدم زیر لباس بلند یا ن یکم موهامو می ریزم جلو میگه این چه کاریه حتی تو خونه خب منم عقده ای شدم عصبی شدم
خدا منو ببخشه دوسش دارم ولی رفتارم دست خودم نبود میشه دعا کنین قبل بیرون رفتنم باهاش آشنی کنم چون میدونم اونجا هم بهم خوش نمیگذره
میشه برام صلوات بفرستین؟
حق داشتم؟ باور کنین هر کی جای من بود تحمل نمیکرد این همه گیر دادن رو من سلامت روانم رو از دست دادم ولی بازم دوستش دارم مادرمه