دیشب با شوهرم دعوام شده در حد مرگ اونقد گریه کردم همه جام کبود و باد کرده ۴بیدارشدم به ب۰م شیر بدم هرکاری میکنم نمیتونم بخوابم خواب داره از سر و صورتم میریزه امروز برا شام مهمونی کیژه دارم ولی حالم داغونه از ی طرفم خوابم نمیگیره چیکار کنم
نه من زندگیم خوبه شیش ماه ی بار همون دعوا کنیم ولی دیگ در حد مرگ دعوا میکنیم دست بزنم نداره خودم زدم تک سر و کلم ولی حالا اون شیش ماهه افتاده تو امروز از شانس گوه من