اینکه دوستای خوبی ندارم
اینکه خونوادم تبعیض قائل میشن
اینکه داداشم سد راهه تا پشت و پناه
اینکه هیشکیو جز خودم ندارم
اینکه باید جونبکنم برم از اینجا
اینکه خودم باید زودتربرم سرکار که حداقل لنگ بقییه نباشم
اینکه بابا مامان پیر دوس دارن و من دخترم
اینکه ناخواسته بودم..
اینکه حرفاش دروغ بود و رف...
اینکه...درست وقتی قلبمو وصل کردم بهم...باز خورد شد..
مشکل قلبمو...لرزش دستمو
نداشتن خواهر
نداشتن ی گوش یپناه ی نفر..
آره....
میخوام از این ب بعد
حداقل وقتو بذارم براخودم...اگرم باختم برا خودم باختم دیگه،مگه نه؟
الهی به رقیه الهی به رقیه الهی به رقیه
خدایا تروخدا دستمو ولنکن😅