همسر منم علاقه ای به گل خریدن نداره، ولی پارسال 12 مرداد دعوای بدی کردیم، من نشسته بودم گوشه ی اشپزخونه دستام حفاظ صورتم بود اون با مشت دو تا زد روی ساعدم، و جاش کبود موند
فرداش یا پس فرداش از بیرون اومدم، دیدم یه دسته گل رو تخته، اول که وارد اتاق شدم بوی گل میومد بعد که خاستم لباسمو از کشو در بیارم خم شدم دیدم گلو
گل خشک نگه نمیدارم ولی اونو نگه داشتم، بدترین گل زندگیمه