این برای امروزمه
من ادمی ام هم زیاد حرف میزنم
امروز با یه اقا ۲۰ سال از خودم بزرگ تر داشتم صحبت میکردم وسطاش میومد سوالات شخصی میپرسید شوخی میکرد اینا بعد منم جدی نگرفتم چون بهش میگفتم عمو محمد
بعد دیدم این کوتاه نمیاد خیلی بی فرهنگ بود من ۲۲ ام اون مرده ۴۰ بود
بعد برگشتنی با تاکسی امدم یه زن با بچه ۶ یا ۵ ساله کنارم نشسته بودن
تو تاکسی مرده دستشو اورد پشت دست زد به پای زنه
اون زنه کلی فحش داد مرده از الکی میگفت کمربندو میخواستم بردارم
بعد زنه موقع پیاده شدن به من هشدار داد منم جدی نگرفتم چون خسته بودم واقعن موندم تو ماشین مرتیکه منو وسط راه پیاده کرد گفت من جلوتر نمیرم
منم گفتم وقتی تا سر ایستگاه نمیبری غلط میکنی سوار میکنی بگو حداعقل
اخرم پیاده شدنی گفتم بی....ناموس
بخدا حلالش نمیکنم نصف راهو پیاده امدم با خستگی