مادرشوهرم خیلی دخالت میکنه تو زندگیم . من تو خونه اونا زندگی میکنم
امروز دختر ۳ ماهم رو هی دم به دقیقه پماد سوختگی میزد .
بهش گفتم نزن گناه داره . اینکه پاش نسوخته تو بهش مواد شیمیایی میزنی
میگه چرا سوخته . ایناهاش تاول زده . در حالی که پاهاش سفید سفیده و ذره ای سوختگی هم نداره
شوهرمم هیچی نمیگه بهش
بهش میگم من نمیخوام پماد بزنی به بچم . ضرر داره
میگه حرف نزن برو پماد بیار🥲
خلاصه بهش گفتم عصبیم نکن من نمیخوام پماد بزنی
موفق شدم نزنه . بعد دوباره گیر داد که روی بچه پتو بنداز سردشه ... حالا بچه گرم گرمه . و ادم از گرما میمیره
شوهرمم از اون طرف داد زد که مگه نمیگم برام آب بیار
دیگه از دست این پسر و مادر خسته شدم
میخوام برم خونه پدرم .
یا باید خونم جدا کنه یا اگه جدا نمیکنه میخوام طلاق بگیرم
دیگه واقعا خسته شدم